ملا محمد مهدى بن على نقى شريف
21
زاد المسافرين ( فارسى )
كمتر از اشتها بخورد و ديگر آنكه آب كم مخلوط به سركه ، بدل آب خالص بسيار مىتواند شد ؛ پس هرگاه آب ، كم باشد ، قليلى از آن با سركه ، مخلوط نموده بنوشد ، كفايت مىنمايد و بايد از جايى كه خوف بىآبى باشد از هرچه باعث عطش مىشود ، احتراز كند از قبيل : حركت به سرعت و سخن بسيار گفتن - خصوصا به آواز بلند - و غذاى حار خوردن . اما آنچه دفع تشنگى كند : دوغ ترش و شيرهء تخم خرفه كه در دوغ خيسانيده باشند و شيرهء تخم خرفه « 1 » را با اندكى سركه در دهان داشتن يا آلوبخارا يا تمر هندى ، قراقروت يا ناردان رافع تشنگى است . و همچنين در دهان داشتن بلور يا صدف يا نقره خالص و لبها را برهم گذاشتن كه هواى خارج داخل دهان نشود نيز دافع تشنگى است . و بدان كه بعد از تشنگى مفرط همينكه مسافر به آب رسيد دفعتا به قدر سيراب شدن نياشامد ، بلكه اول مضمضه كند و دست و پا را در آب گذارد و صورت را بشويد و بعد از آن كمكم بياشامد ، تا آنكه عطش به تدريج بر طرف شود و اگر دفعتا بعد از عطش مفرط ، آب بسيار بياشامد خوف هلاكت است . تدبير گرما در سفر البته بايد مسافر از گرما تمام بدن را خصوصا سر را [ حفظ كند و ] از آفتاب بپوشاند و در پرى معده حركت نكند و اگر لابد باشد غذاى كم مبرّدى بخورد و البتّه ناشتا [ هم ] نباشد ، خصوصا اگر بدنش لاغر باشد يا مزاجش حار باشد . در آب سرد ، سر و بدن را بشويد و از ميوهها و ترشيها آنچه ميسّر شود ، بخورد و اگر يافت شود سر و سينه را با روغن بنفشه و بادام و يا روغن تخم
--> ( 1 ) . الف : شير تخم خرفه ب : شيرهء خرفه